X
تبلیغات
زندگی نامه و خاطرات شهدای انقلاب اسلامی

زندگی نامه و خاطرات شهدای انقلاب اسلامی
زندگی زیباست اما شهادت زیباتر
قالب وبلاگ

دو ریال پولم را خرج می کردم.چهار شنبه که اخرین روز تحصیل بود بدون پول و غذا می گذراندم؛در حجره با سه نفر در مدرسه نوریه اصفهان زندگی می کردیم.بسیاری از روزها نه چای داشتیم و نه قند و نه نفت.برای مطالعه در شب،از نور چرغ نفتی توالت های مدرسه استفاده می کردم!روز های جمعه به یکی از مساجد دور افتاده اصفهان می رفتم و از صبح تا عصر در ان مسجد درس های یک هفته را دوره می کردم در دوازده ساعتی که انجا مطالعه می کردم غذای من فقط مقدار دانه ی ذرت بود!در سال1302شمسی در سن بیست سالگی جهت ادامه تحصیل رهسپار حوزه ی علمیه قم شد.تمام مدت بیست و سه سال اقامت در قم،ایشان تنها سه یا چهار ماه با خوانواده خود بودند و بقیه این سال ها را تنها و مجرد سپری کردند!در سن چهل سالگی اجازه اجتهاد خود را از ایت الله خوانساری دریافت کرد.در سال1335ایت الله اشرفی اصفهانی بنا به دستور مرحوم ایت الله بروجردی جهت تبلیغ و نشر معارف و احکام دین و تقویت بنیه دینی و مذهبی اهالی کرمانشاه راهی این شهر شد.ایشان پس از ورود به کرمانشاه طلاب و شاگردان بسیاری را تربیت کرد.با اوج گیری انقلاب اسلامی،شهید اشرفی نیز حرکت های وسیعی را در کرمانشاه پایه گذاری کرد.عمده ترین مراسم،که تا ان روز سابقه نداشت و در واقع جرقه ای بود در جهت شعله ور شدن یک اتش عظیم در این منطقه،مجلس بزرگداشت شهادت ایت الله حاج سید مصطفی خمینی بود.با پیروزی انقلاب از خدمات مهم ایشان تلاش برای وحدت کامل بین روحانیت شیعه و سنی بود.ایشان سمینار های متعددی در شهر های مختلف به ویژه با حضور برادران اهل سنت تشکیل داد که اثرات بسیار مطلوبی داشت.با اغاز جنگ تحمیلی در مدت بیست و پنج ماه در تمام خطبه های نماز جمعه و مصاحبه ها و پیام های خود به حضور مردم در جبهه ها تاکید می کردند.این عالم وارسته دائما با حضور در جبهه ها به دیدار رزمنده ها می شتافت و مقید بود که برای انان سخنرانی کند و با یکایک رزمندگان مصافحه می کرد و با انان به گفت و گو می نشست و می فرمود:((وقتی به جبهه می روم تا مدتی روحیه ام قوی می شود.))بار ها در چبهه های ایلام،قصر شیرین،پادگان ابوذر،گیلان غرب،بستان،ابادان،خرم شهر و سومار حضور یافت و با سخنرانی های دل نشین خود به سپاهیان اسلام روحیه بخشید.یک بار پس از عزیمت به جنوب،عازم شهر ازاد شده ی بستان شد زیر بمباران وحشیانه ی دشمن وارد شهر و از انجا عازم ابادان شد.در اغاز عملیات فتح المبین در قرارگاه حضور یافت و پیشنهاد کرد رمز عملیات نام حضرت زهرا(س)باشد.پس از ازادی خرمشهر،به رغم مخالفت فرماندهان،ایشان و امام جمعه اهواز عازم منطقه ی خرمشهر شدند.ان ها پس از ورود به شهر،به مسجد جامع رفتند و در جمع رزمندگان حضور یافتند.ایشان فرمودند:((امروز یکی از روزهای مهم اسلام و یوم الله است و از جمله ارزو های من فتح خرمشهر بود که به حمد الله من زنده ماندم و این روز را دیدم.))در شب جمعه هشتم مهر1361در منطقه ی غرب،عملیات مسلم بن عقیل با حضور شهید و تنی چند از مقامات کشوری و لشکری اغاز شد.ان شب نماز جماعت به امامت ایشان برگزار شد و دعای کمیل را برادر اهنگران اجرا کرد.در اواسط دعا ایت الله اشرفی فرمودند:((این بوی عطری که فضا را پر کرده متوجه می شوید؟!))ایشان بلافاصله فرمودند:((این بوی خوش از قدم امام زمان(عج)است.بیشتر رزمندگان حاضر در ان جمع متوجه بوی عطر عجیب شده بودند!))ایشان در ان شب حال عجیبی داشت و لحظه ای ارام نداشت و تا صبح به دعا و مناجات مشغول بود و لحظه ای هم به استراحت نپرداخت.یکی از محافظان ایشان می گفت دو روز بعد از این عملیات یکی از بسیجیان به دیدن ایت الله اشرفی امد.ایشان رو به ایت الله اشرفی کرد و گفت:((من در همان شب عملیات در عالم خواب به محضر حضرت بیقة الله(عج)رسیدم.))بعد ادامه داد:ایت الله اشرفی هم در کنار امام زمان(عج)بودند.در عالم رویا اقا به شما فرمودند:((اقای اشرفی در نماز جمعه بگویید که داستان شما رزمندگان حکایت ایات نهم تا دوازدهم سوره ی انفال است.))ایت الله اشرفی با تعجب به سخنان این بسیجی گوش می کرد.بعد قران را برداشت و با تدبیر ایات را نگاه کرد.سپس از جا بلند شد و جوان را در اغوش گرفت و گفت:((خواب شما از رویاهای صادقه است.این ایات مربوط به اولین نبرد اسلام و کفر،یعنی جنگ بدر و امداد خدا به مومنان است که واقعا با نبرد در جبهه های ما مطابقت دارد.))این عالم وارسته هفته ی بعد اخرین خطبه نماز را خواند و به خواب ان رزمنده اشاره کرد.سپس فرمود:((...یک بشارت به تمام رزمندگان بدهم.بدانید حتما خدا با شماست و سایه ی پر برکت امام زمان(عج)بالای سر شماست...))ایت الله اشرفی اصفهانی پس از هشتاد سال زندگی پر افتخار و خدمت به اسلام و قران،توسط یکی از مزدوران امریکا کوردل در ظهر23مهر ماه1361در سنگر نماز جمعه مسجد جامع کرمانشاه و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل شد و پیکرش طبق وصیت در گلزار شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.یکی از معتمدان اصفهان به فرزند ایشان گفت:((مزار شهید اشرفی را خودتان انتخاب کردید؟!))گفتند:((نه،به صورت اتفاقی اینجا را مشخص کردند.))ایشان ادامه داد:مدتی قبل،ایت الله اشرفی به گلزار شهدا امده بودند.در همین محل فعلی قبرشان چند دقیقه ای ایستاده بودند و گفتند:((اینجا مکان بسیار خوبی است!بوی بهشت از اینجا می اید.اگز لیاقت پیدا کردم،اینجا دفنم کنید.))ایت الله اشرفی روز قبل از شهادت به خدمت حضرت امام رسیدند.امام هم هنگام ورود و هم هنگام خروج ایت الله اشرفی را در اغوش گرفته و بوسیدند.ایشان وقتی از در بیرون امد گفت :((از برخورد امام مطمئن شدم شهادتم نزدیک است .))

درست بیست و شش ساعت بعد ایت الله اشرفی اصفهانی به دیدار امام زمانش نائل شد.

[ شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ] [ 23:54 ] [ یا حیدر کرار(مددی) ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی به گرمی افتاب به شما دوستان عزیز.
این بنده حقیر سعی دارم در اینده نه چندان دور با توکل به خدا(عز وجل)و توسل به اقا امام زمان(عج) وبلاگی جامع و کامل در مورد خاطرات و نوع زندگی شهدای اسلام در اختیار شما قرار بدم بلکه بتوانیم نوع زندگی شهدا را پیشه خود قرار دهیم و با صبر و پشتکار خودمان را به قافله برسانیم.
انشاءالله...
امکانات وب
بنیاد خیریه مهر نور, بنر حمایتی,بنر خیریه,بنر مهر نور